روزگار سپری شده بسکاباد به روایت مجید پور شافعی

«هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ بازجوید روزگار وصل خویش». این بیت نغز و زیبای مولانا که بخشی از«نی نامه»- مطلع شگفت انگیز مثنوی معنوی- است، احتمالاً یکی از انگیزه های اصلی «مجید پورشافعی» برای  نگارش کتاب «دیار من بسکاباد»بوده است. این پژوهشگر۵۵ ساله،در این اثر راوی روزگار وصل با زادگاه خویش است و البته شارح غم فراق آن.او  به شیوه ای محققانه به واکاوی ریشه های فرهنگی،اجتماعی و تاریخی روستای بسکاباد پرداخته است. از نظر موضوعی، «دیار من بسکاباد» در قالب «تاریخ منطقه ای» قرار گرفته و عنوان فرعی (پیشینه، جغرافیا،آداب و رسوم، گویش و تبارشناسی نیم بلوک قاینات) را نیز بر تارک خود می بیند.کتابی که به گفته نویسنده، حاصل بیش از سی سال تلاش برای جمع آوری و نگارش اطلاعات از منابع مکتوب و غیرمکتوب و مشاهدات حضوری  وگفتگو با اهالی روستاست. …

 پورشافعی پیشتر و بیشتر با کتاب «اقتصاد کوچه» (گزارش پولی ملی ایران، دستمزدها، و هزیته های زندگی در دو سده گذشته۱۳۵۷-۱۱۵۷ خورشیدی) که توسط انتشارات «گام نو» به چاپ رسیده است،شناخته می شود. اثر دیگر او،«در چشم دیگران» راوی جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجار است و نشان می دهد که تاریخ اجتماعی و مبتنی بر حیات پویای مردم دغدغه اصل پورشافعی درپژوهش های علمی است.

  اما حاصل تلاش سی ساله او درباره زادگاهش کتابی ۲۸۰صفحه ای است که نشر «دستور» آن را به  زیور طبع آراسته است. «دیار من بسکاباد» هنوز آن اندازه که بایسته و شایسته است قدر ندیده و در هیاهوی پر شمار و ناتمام حواشی فرهنگی کشور به حاشیه رفته با این حال تلاشی است خجسته که حتی می تواند تلاشی در تداوم راه  نام آورانی چون روانشادان ایرج افشار، باستانی پاریزی، محمدبهمن بیگی و جلال آل احمد در عرصه مردم شناسی و تاریخ اجتماعی و منطقه ای قرار گیرد.

 یکی از ویژگی های مثبت این اثر، حضور پورشافعی در بطن وقایع و آشنایی مستقیم او با اشخاص، اماکن و پدیده های مرتبط با بسکاباد است. نگارنده خود متولد این روستاست و بخش از کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در آن گذرانده است. از این روست که در جای جای کتاب به سبک مورخ فرزانه بیهق این عبارت را تکرار می کندکه: « من خود از سالمندان بسکاباد شنیدم که……» یا « از پیران روستا پرسیدم….» و البته در بسیاری از موارد نام و نشان این منابع درجه یک و شاهدان عینی را نیز ذکر می کند. از جمله در ابتدای گفتار مربوط به تبارشناسی روستا یا صفحه ۲۹ کتاب که به پیشینه تاریخی بسکاباد می پردازد، شاهد این ذکر منابع هستیم که هم اخلاق علمی و قدرشناسی نویسنده را یادآور می شود و  هم بر قدر و منزلت پژوهشی اثر می افزاید.

  ۷۷۷

 جغرافیای عمومی،جغرافیای محلی، پبشینه تاریخی، تاریخ اجتماعی،گویش مردم بسکاباد، صدای پای آب  و تبارشناسی بسکاباد، هفت فصل تشکیل دهنده کتاب هستند. تلاش نویسنده برای استفاده از منابع و سفرنامه های معتبر در فصول مربوط به جغرافیای عمومی و پیشینه تاریخی بسکاباد ستودنی است اما اگر در این فصول  در نگرشی کلی، به شکل مشروح تری به تاریخ منطقه قاین و ویژگی های جغرافیایی آن پرداخته می شد، خواننده بهره بهتر و بیشتری کسب می کرد. نگاه گذرا و خلاصه نویسنده در این بخش به گونه ای است که خواننده ناآشنا با منطقه را درگیر نمی کند. گویی پای روستا از زمین کنده شده  و در منطقه ای نامعلوم معلق است. در مقابل، تاریخ اجتماعی و گویش مردم بسکاباد از فصول درخشان این اثر است که نشان می دهد نویسنده برای تدوین آن تلاشی وافر داشته و در نتیجه همدلی خواننده را بر می انگیزد. با این که خالق اثر خود اذعان دارد که بر آن نیست «که به شکل فنی دقایق و ظرایف دستوری گویش بسکاباد را باز گوید چرا که چنین دانشی را در خود نمی یابد و در این باب باید دانش آموختگان ادب فارسی سخن بگویند» امّا  آنچه تحت عنوان ریشه یابی دستوری گویش اهالی بسکاباد ارائه می کند، برای عموم خوانندگان قابل فهم و پذیرفتنی است. البته اگر ۴۵ صفحه ای که در گفتار پنجم این کتاب(گویش مردم بسکاباد) به شکل واژه نامه به معنای برخی کلمات و عبارات گویش این روستا اختصاص داده شده به شکل ضمیمه در انتهای کتاب می آمد پسندیده تر بود.چرا که درج واژه نامه در  امتداد مطالب این فصل، نوعی گسست فرمی در خوانش مطالب برای مخاطب ایجاد می کند.

 این گسست گاهی اوقات در بعد محتوایی نیز رخ می دهد. شاید بزرگترین ضعف کتاب  فقدان لحن یک دست آن باشد. پس از مواجه و آغاز مطالعه، تکلیف خواننده با ماهیت کتاب و قالب آن مشخص نمی شود. آیا با اثری علمی و تاریخی مواجه است یا  مجموعه ای جُنگ گونه برای زنده نگه داشتن یاد بزرگان و  درگذشتگان روستا؟ نویسنده گاه خوانندگان را به همشهریان و همسالان خود محدود می کندو با آنان به مرور خاطرات می پردازد و گاه با مخاطب قراردادن جوانان لحنی پدرانه و پندآموز به خود می گیرد. گاه متن کتاب به نوشته های علمی و خشک پهلو می زند و گاه لحن آن بسیار  صمیمی می شود. هیچکدام از این شیوه ها به خودی خود ضعف نیست امّا نبود لحن یکپارچه تا حدی باعث سردرگمی خواهد شد. در کتاب پورشافعی هم لحن حکایت گو و سبک صمیمی مرحوم استاد باستانی پاریزی دیده می شود وهم نگاه علمی و مردم نگارانه کتاب های آکادمیک در این عرصه. شاید گستره وسیع مخاطبان، اقتضای اتخاذ چنین رویکردی از جانب نویسنده بوده است.

۳۰

واقعه تلخ زلزله شهریورماه سال ۱۳۴۷ که زندگی ساکنان بسکاباد را متحول کرد، موضوع مهم دیگری است که به نظر می رسد به اندازه لازم به آن پرداخته نشده است. البته مولف در انتهای کتاب در چهار صفحه و با قلمی صمیمانه و غمبار، مشاهده شخصی خود به عنوان کودکی هشت ساله از این حادثه را  به رشته تحریر درآورده است. اما این حادثه آنقدر بزرگ بود که بتوان اطلاعات بیشتری از زبان شاهدان عینی، مصدومان و بازماندگان آن بیان کرد. ضمن این که بیان انعکاس این حادثه و اقدامات پس از آن در مطبوعات آن دوره ( در قالب بریده روزنامه و…) می تواند  بر غنا و جذابیت این اثر بیافزاید.

 تبارشناسی اهالی روستا و استخراج وتنظیم شجره نامه آنها از ارزشمندترین بخش های کتاب است که برای اهالی بسکاباد حلاوتی دوچندان خود داشت. قطعا این اقدام مشکلات ومحدودیت های فراوانی برای مولف همراه داشته اما  نتیجه کار که تدوین  یک تبارشناسی جامع از اهالی بسکاباد (چه حاضران وچه رفتگان) است قابل توجه خواهد بود. شاید بزرگترین ایراد فنی و نه محتوایی «دیار من بسکاباد» کیفیت بسیار پایین چاپ تصاویر آن باشد. اگرچه عکس هایی بسیار دیدنی و قابل تامل و البته با زیرنویس های توضیحی مکفی در میان مطالب و انتهای کتاب ارئه شده امّا برخی از این عکس ها به دلیل کیفیت پایین عملاً  قابل مشاهده نیستند( مثلاً عکس های صفحات ۲۶۵ و۲۷۳) ضمن این که ارتباط موضوعی چندانی هم بین تصاویر آخر کتاب حاکم نیست. کمبود عکس های قدیمی هم نکته دیگری است که در این زمینه به چشم می خورد.اگر در معرفی روستا و ویژگی های جغرافیای آن که اتفاقا با قلمی خواندنی و همدلانه به نگارش درآمده (صفحات ۱۳ تا ۲۱) از تصاویر با کیفیت مناظر مورد اشاره نیز استفاده می شد جذابیت بیشتری هم برای مخاطب آشنا و هم برای خوانندگان ناآشنا به منطقه ایجاد می کرد.

هدف اصلی این وجیزه نقد و بررسی فنی و محتوایی دقیق این اثر نیست. این کاری است سترگ که از اهل فن و متخصصان تاریخ ومردم نگاری بر می آید. در نگاهی دیگر، این اهالی، بزرگان و متعلقان به خاک بسکاباد هستند که  می توانند بهترین قاضی این اثر باشند. در قحطی آثار جدی و ارزشمند در حوزه تاریخ منطقه ای، انتشار«دیار من بسکاباد» اتفاقی مبارک و غنیمتی قابل توجه است. این روزها همزمان با مطالعه این کتاب، زندگینامه خود نوشت و داستان گونه «هوشنگ مرادی کرمانی» با عنوان «شما که غریبه نیستید» را مطالعه می کردم. کتابی که زوایای دیگری از زندگی سخت روستائیان در نیم قرن پیش را با لحنی ساده و صمیمی بیان می کند. حکایتی از قناعت و سختی، صبر، زیبایی های طبیعی و سبک زندگی ساده اما دلنشین روستائیان حاشیه کویر. تعریفی خواندنی از آداب و رسوم،اعتقادات و آرزوهای  مردمانی که همواره چشم به آسمان داشتند و روزی از خاک خشک امّا زرخیز می طلبیدند. این دقیقاً همان بهره ای است که از مطالعه اثر پژوهشی و خواندنی «مجید پورشافعی» نیز نصیب خوانندگان خواهد شد. حظی که گاه حس «حسرت به دلی برای گذشته» آن هم گذشته ای صمیمی و فارغ از دغدغه های زندگی روزمره  امروزین را در دل خواننده زنده می کند. تولید پژوهش در حوزه جامعه شناسی و مردم شناسی روستایی اگرچه در ادبیات علمی کشور مسبوق به سابقه است امّا همچنان جای خالی آثاری همچون«دیار من بسکاباد» احساس می شود. تهیه و مطالعه این کتاب برای اهالی بسکاباد و بسکابادی های مقیم در شهرهای دیگر تجربه ای شیرین  ودر انتقال فرهنگ پیشینیان این منطقه به نسل جوان نیز بسیار موثر خواهد بود.  

 راقم این سطور اگرچه هرگز فرصت عبور از  کوچه های مهتابی  بسکاباد، بهره گیری از لطافت هوای باغون بالا، گذر از بلندی های دهن بیشه و سیاه کوه و قله دودو، جرعه نوشی از آب گوارای کاریز بالا، دیدن تگ سرخو و تگ صوفه گاه و آب انبارهای دامنه علی پلنگ را نداشته است، اما مطالعه این کتاب بار دیگر او را  به دنیای ساده، صمیمی و رشک برانگیز روستا برد. به خستگی در کردن بعد از درو با چای داغ و خوش طعم کتری های دود زده، بوی آتش و نان تازه از تنور درآمده که با عطر علف های تازه ترکیب می شد، صدای زنگوله گوسفندان وهای و هوی چوپانان و کار و کار و همیشه کار. به احترام «مجید پور شافعی» کلاه از سر برمی داریم و  آرزومند سلامتی او  و تداوم این اقدامات ارزشمند هستیم. 

*سید مرتضی حسینی

 

 

دسته : اخبار ویژه - نوشته بازدید : 2,015 بازدید انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۹ نویسنده : مدیریت سایت دیدگاه ها : 4
  1. سلام.من این کتاب رو در کتابفروشی ها ندیدم.چطور میشه اونو تهیه کرد؟

    • مدیریت سایت

      ۱۳۹۴-۱۱-۱۰ — ۰۹:۳۵

      با سلام
      جهت تهیه کتاب “دیار من بسکاباد” با شماره ۰۹۱۵۵۱۵۷۸۱۷ تماس حاصل فرماید.

  2. رضا ارزومندان

    ۱۳۹۴-۱۱-۲۱ — ۲۱:۲۶

    حرکت بسیار عالی و ارزنده، خسته نباشید

     

  3. معلم مایه ها :)))

دیدگاهتان را بنویسید