سلام حاجی دافعی

مشتاق دیدار! حال واحوالت چطور است؟ دلمان بدجوری برایت تنگ شده. برای خنده هایت، زیرلب ذکر گفتنت، چشمان گرم و گیرایی که محبت داشتند و صفا  و صدای رسا و دلنشین تو. آن هنگام که  از گلدسته های مسجد یا بام خانه ای اذان می گفتی و دلدادگان را به راز و نیاز با خالق یکتا فرا می خواندی. طعم خرمای افطار روزهای ماه مبارک رمضان  با مژده «الله اکبر» تو طعم  شیرین عشق می یافت. صدایی که عمری ثناگوی حضرت حق بود و طنین انداز در کوچه پس کوچه های بسکاباد… شاید آن هنگام که آن واژگان مقدس از حنجره ات فوران می کرد برای آنان که نمی شناختنت باورکردنی نبود که حاجی دافعی موذن، همان راننده مینی بوسی است که سالهاست  آمدگان ورفتگان از بسکاباد، تجربه همسفر شدن با او را دارند. میان صدای گوشنواز اذان و صدای گوشخراش مینی بوس بر سنگلاخ راه بسکاباد فاصله ای نیست اما تو این فاصله را با تلفیق دلپذیر معنویت و زندگی پرکردی. روزها «سیر من الحق الی الخلق» می کردی و در آستانه نماز با «حی علی خیرالعمل» همگان را به حرکتی «من الخلق الی الحق» می خواندی. دلتنگت هستیم حاجی دافعی ! برای مرهم نهادن به این دلتنگی دلخوشیم به عکس هایی که مردمداری  و خنده های گرم  تو را جاودانه ساخته اند و غم نبودنت را نیز. یادت همیشه زنده و روحت شاد باد! 

 

۰۱

۰۳

۰۴

۰۶

۰۷

۰۵

۰۸

۰۹۹

دسته : نوستالژی بازدید : 5,160 بازدید انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۰ نویسنده : مدیریت سایت دیدگاه ها : 19
  1. عکسها خیلی عالی و نوستالژیک بود.
    طنین اذان حاج آقای دافعی همیشه در ذهن ما خواهد بود.
    روحشان شاد 

  2. متشکر از متن قشنگ و زیبای شما. عکس ها  هم جالب بود. در کل عالی بود

  3. عالی بود

    ممنون

  4. یوسف دلاوری

    ۱۳۹۴-۰۹-۲۵ — ۱۶:۱۳

    روحش شاد .خداوند اموات همه رو بیامرزه .عکس ها خیلی عالی بود .

  5.  با سلام وتشکر صمیمانه از مدیریت محترم سایت. هیچکس ایشان را آنگونه که بود نشناخت.بی نظیر بودند. در راز و نیازهای شبانه، در تلاش و کوششهای روزانه، آرزوهایی که برای بسکاباد داشتند، انگار بسکاباد منزل شخصی ایشان است.از هیچ تلاشی برای پیشرفت روستا دریغ نداشتند…….

  6. خدااااااقوت.متن بسیارعاااالی بود.باتشکرفراوان

  7. بسیار عالی.

    خداقوت،دست مریزاد

  8. الهی بگردم.آقابزرگ.مطلب و عکس ها بسیار زیبا بودند

  9. سلام.بابت این کار قشنگتون خیلی ممنون.وقتی پدربزرگم فوت کردن من یاز ده ساله بودم ولی الان با گذشت هفت سال هنوز هم صدا و حالات و رفتار ایشون در ذهنم هست.خدا همه اموات رو بیامرزه.روحشون شاد

  10. هنوزم ک هنوز است نتونستم بفهمم.ساعتشون رو  دوساعت و نیم مونده ب اذان صبح کوک میکردن.دوساعت و نیم؟؟؟؟نماز و قران؟؟؟؟بنظرم خیلی زیاد بود.چطور میشه در دل شب ک یک دقیقه شب بیداری به اندازه یک ساعت میگذره یک فرد این همه نماز و قران بخونه. گاهی  زمزمه قران خوندنشون رو میشنیدم. فکر میکردم صبح باید خیلی خسته باشند اما هر روز صبح پر از نشاط و امید،سرحال و شاداب ….

    حالا بعد از سال ها فهمیدم ک نشاط روزانه شون نتیجه شب زنده داری در اوقات خاصی از شب بوده. جالبه هر روز در برنامه اشون یک ایده ای برای پیشرفت و بهتر شدن روستا داشتند. روحشون با اولیاء الهی محشور باد

  11. سلام ممنون از مدیریت محترم سایت. عکس ها و متن فوق العاده بودند . بغض گرفتم. …. یادشون گرامی روحشون شاد….. تو عکس ها عموجانمم هم بودند.عکس سوم لبخند بابام و بابابزرگم واقعا لبخند عشق پدر و پسره ( عمو حسین اقا ) خدا رحمتشون کنه. دلتنگ همه رفتگان هستم و غم نداشتنشون سخت

  12. سلام بسیار ممنونم.خیلی ارزشمند بود

    پدرم لبخندی ست در چارچوب قاب

    پدرم نوازش اشک است در پهنه ی صورتم…

    پدرم خاطره است…

  13. بسیار عالی در این زندگی پر همهمه امروز که هیچ کس فرصت فکر کردن به گذشته رو نداره با دیدن تصاویر بزرگ مردی چون حاج اقای دافعی یاد و خاطره تموم سالهایی که در کنارش زندگی کردیم برام تداعی شد. ممنون از ایده قشنگتون.پیشنهاد میکنم عکسای خاطره انگیزتون و در اختیار مدیریت محترم سایت قرار بدین

  14. با سلام و تشکر از مدیریت محترم سایت.میشه لطفا دو عکس آخر رو حذف کنید.با دیدنش عجیب دلم میگیره.متشکرم

  15. تقدیم به پدرم:

    آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو

    آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو

    تو کجایی پدرم

    بس که دلتنگ توام از سر شب تا حالا

    آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو

    جان من حرف بزن   امر بفرما پدرم

    آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو

    پدر ای یاد تو آرامش من   

    آنقدر حسرت  دیدار تو دارم که نگو

    به خدا دلتنگم

    روبرویم بنشینی کافیست

    همه دنیا به کنار

    گرچه از دور ولی من تو را می بوسم.

    آنقدر خاک کف پای تو هستم ک نگو….

    پدرم   دوستت دارم 

  16. پدرم نیست ولی خاطره هایش باقیست

    یاد آن قلب پر از مهر و صفایش باقیست

    مرگ پایان کسی نیست ک عاشق باشد

    پدرم رفت ولی عشق و صفایش باقیست

  17. پدر….

    همه می پندارند که عکس پدرم را به دیوار خانه ام آویخته ام

    اما  نمی دانند که

    دیوار خانه ام را به عکس پدرم تکیه داده ام.

  18. سلام  با عرض تسلیت ایام از ایده ها و کار های نیک شما سپاس .پدربزرگ عزیز و بزرگوارم جاشون درایام محرم واقعا خالیه روحشون شاد   

دیدگاهتان را بنویسید